معنی اجفار
7 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ جَفر.[ اِ ] (ع مص) ناپدید گردیدن. (منتهی الارب). || بازماندن از آرمش: اجفر عن المرأة. (منتهی الارب). || بازماندن فحل از گشنی. (منتهی الارب). || ترک ملاقات کردن: اجفر عن صاحبه. (منتهی الارب). || اجفرت ما کنت فیه؛ ترک کردم آنچه داشتم. (منتهی الارب). || گنده بو گردیدن مرد.
کلمات همقافیه با «اجفار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر