معنی اجعال
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) مزد دادن. جُعل دادن. (منتهی الارب). رشوه و پایمزد دادن. || فرودآوردن دیگ را از دیگپایه بدستمال. (منتهی الارب). دیگ به رگوی از دیگدان فروگرفتن. (تاج المصادر): اجعل القدر. || گشن خواه شدن ماده. (منتهی الارب). نَر جُستن. بگشن آمدن. (تاج المصادر): اجعلت الکلبة؛ گشن خواه شد سگ ماده. || گوگال ناک گردیدن آب. (منتهی الارب): اجعل الماء.[ اَ ] (ع اِ) جِ جُعَل.
کلمات همقافیه با «اجعال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر