معنی اجعاظ
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) گریختن. سخت دویدن: مَرَّ مجعظا؛ ای مسرعاً، یعدو عدواً شدیداً. || راندن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «اجعاظ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اظ» برای سرودن شعر