معنی اجزار
5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) اجزارِ شیخ؛ بوقت مردن رسیدن پیر. || اِجزارِ بعیر؛ هنگام آن آمدن که اشتر را بکشند. || اِجزارِ نخل؛ بوقت باز کردن خرما رسیدن خُرمابُن. (منتهی الارب). هنگام بریدن خرما بودن. (تاج المصادر). || اِجزارِ شاة؛ گوسفند دادن بکسی تا ذبح کند و کذلک اجزارالجزور.
کلمات همقافیه با «اجزار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زار» برای سرودن شعر