معنی اجریخوار
7 بازدید
[ اِ خوا / خا ] (نف مرکب) راتبه خوار. مُوظّف: به این دونان که اجری خوار دهرند فروناید سر، ارباب هِمم را.شفائی. و گاه در شعر بتخفیف جری خوار آید: مهمان و جری خوار قصر اویند هم قیصر و هم امیر دیلم [ کذا ]. ناصرخسرو. اجری خوار، ضدّ چته و باشی بوزوق و سرآزاد و چریک: نه سرآزادم و نه اجری خوار پس نه از لشکرم نه از حشرم.مسعودسعد.
کلمات همقافیه با «اجریخوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر