معنی اجرمزاز
7 بازدید
[ اِ رِ ] (ع مص) جَرْمَزَة. منقبض و گرفته شدن. || فراهم گردیدن بعض اجزاء بسوی بعضی. || گرد آمدن بجائی. || سپسا رفتن و گریختن. || اِجرمَزّ اللیل؛ گذشت شب و تمام شد. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «اجرمزاز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر