معنی اجذم
6 بازدید
[ اَ ذَ ] (ع ص) بریده دست. (تاج المصادر) (زوزنی). بی دست: من تعلم القرآن ثم نسیه لقی اللََّه تعالی و هو اجذم (حدیث). || گرفتار بعلت جذام. || آنکه سرانگشتانش رفته باشد. || افتاده انگشت. (مهذب الاسماء). مؤنث: جَذْماء. ج، جُذم.[ اَ ذَ ] (ع اِ) از اعلام مردان عرب است.
کلمات همقافیه با «اجذم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذم» برای سرودن شعر