معنی اجذام
7 بازدید
[ اِ ] (ع مص) بریدن: اجذم یده؛ برید دست او را. (منتهی الارب). || شتافتن در رفتن. زود رفتن. بشتاب رفتن. (زوزنی). تیز رفتن: اجذم السیر. سخت دویدن: اجذم الفرس. || بازایستادن از: اجذم عن الشی ء. || قصد کردن: اجذم علیه؛ قصد کرد بر آن. (منتهی الارب).[ اَ ] (ع اِ) جِ جِذم.
کلمات همقافیه با «اجذام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر