معنی اجذاء
7 بازدید
[ اِ ] (ع مص) استادن. راست ایستادن. برجای ایستاده شدن: مثل الاُرزة المجذیة علی الأرض؛ ای الثابتة. (منتهی الارب). || اجذاء حجر؛ ایستاده کردن و پیش افکندن سنگ را. || اجذاء فصیل؛ پیه ناک گردیدن کوهان شتربچه. || بازداشتن. (منتهی الارب). مثل || سنگ برداشتن.
کلمات همقافیه با «اجذاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر