معنی اجدار
7 بازدید
[ اِ ] (ع مص) اَجدَرَ الشجر؛ برآمد بر آن مانند نخود. (منتهی الارب). || جَدَرناک گردیدن زمین، و آن گیاهی است که در ریگ روید: اَجدَرَ المکان. (منتهی الارب). || نمودار شدن سرهای گیاه مانند جدری. جَدارة. (منتهی الارب). || آماهیدن. آماسیدن. تَوَرُّم.[ اَ ] (ع اِ) جِ جَدَر و جُدَر.[ اَ ] (اِخ) (عامِرُالـ ...) پدر قبیله ای است چون جَدَرة [ غدّه و گره گوشت یا آماس در حلق ] داشت. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «اجدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر