معنی اجحاد
5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) محتاج شدن. || کم خیر شدن. (منتهی الارب). اندک خیر گشتن. (تاج المصادر). || نابالیدن کشت و نبات. (تاج المصادر) (زوزنی). نابالیدن گیاه. (منتهی الارب). افزایش نکردن گیاه.
کلمات همقافیه با «اجحاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر