معنی اجتساس
4 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) جَسّ. مسّ با دست به سر. دست بسودن. (تاج المصادر) (منتهی الارب). || چریدن به دهان: اجتست الابل الکلأَ؛ چریدند شتران گیاهها را به دهنهای خود. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «اجتساس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر