معنی اجتزاز
5 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) جَزّ. (زوزنی). بریدن پشم. فریز کردن (موی). بیرین کردن: اجتزّ الشعر. (منتهی الارب). || بریدن و درودن. اِجدزاز. یقال: اجتززت الشیحَ و اجدززته؛ اذا جززته. (منتهی الارب). || بدرو آمدن کشت.
کلمات همقافیه با «اجتزاز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر