معنی اثیل
7 بازدید
[ اَ ] (ع ص) محکم. (مهذب الاسماء). محکم بُن. (منتهی الارب). استوار. || قدیم. کهن: مجدٌ اثیل. || اصیل. آنکه و آنچه اصل بزرگ دارد. شریف.[ اَ یَ ] (ع ص) بعیر اثیل؛ شتر بزرگ نَره. ج، ثیل.[ اُ ثَ ] (ع اِ مصغر) تصغیر اَثل.[ اَ ] (اِخ) محلی است در بلاد هذیل در تهامه. (معجم البلدان).[ اُ ثَ ] (اِخ) موضعی است قرب مدینه و در آنجا چشمه ای است آل جعفربن ابیطالب را، و آن میان بدر و صفراء واقع است و ذواثیل نیز گفته میشود. || نیز موضعی است که اکثر ازآنِ بنی ضمرة از قبیلهٔ کنانه میباشد. (معجم البلدان).[ اُ ثَ یْ یِ ] (اِخ) موضعی است از وادی شراج ریمه و اکثر آن از بنی ضمرة است. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «اثیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر