معنی اثول
6 بازدید
[ اُ ] (ع مص) بن گرفتن. استوار شدن. (منتهی الارب).[ اَ وَ ] (ع ص) دیوانه. (زوزنی). احمق. || کم نصرت. کم خیر. || سست کار. || سست رو. || تکهٔ دیوانه. ج، ثول. (منتهی الارب).[ اُ ] (ع اِ) جِ اَثل. درختان شوره گز.[ اُ ] (اِخ) موضعی است در خوزستان که ذکر آن در فتوح اسلام آمده است. (معجم البلدان) (مراصد).
کلمات همقافیه با «اثول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر