معنی اثواب
7 بازدید
[ اِثْ ] (ع مص) پاداش دادن. || پرآب گردانیدن حوض. اثابة. (منتهی الارب).[ اَثْ ] (ع اِ) جِ ثوب. جامه ها: بسنده نیست ببزم تو گر فلک سازد ز برگها دینار و ز ابرها اثواب.مسعودسعد. ابواب خزاین قدیم و حدیث فرمود تا گشاده کردند و اجناس جواهر و نقود و اثواب آمده و مصلحت آن مهم و تقسیم آن به رأی و صوابدید.... (جهانگشای جوینی). - فلانٌ طاهرالاثواب؛ یعنی پاک است از عیوب. عفیف است.
کلمات همقافیه با «اثواب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر