معنی اثمداد
7 بازدید
[ اِ مِ ] (ع مص) بر آب اندک بی ماده فرودآمدن. بر ثَمَد رَحل اقامت افکندن. ائثماد.
کلمات همقافیه با «اثمداد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر