معنی اثماد
7 بازدید
[ اِثْ ثِ ] (ع مص) فرودآمدن بر ثَمَد. ائثماد. (منتهی الارب). به آب اندک آمدن. (تاج المصادر بیهقی).[ اِ ] (ع مص) تهی دست کردن از بسیاری سؤال. مثمود ساختن. || ضعیف شدن مرد از بس درآمیختن.
کلمات همقافیه با «اثماد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر