معنی اثلم
6 بازدید
[ اَ لَ ] (ع ص) نعت است از ثَلَم بمعنی شکستن کنارهٔ وادی و رخنه شدن. (منتهی الارب). وادی کناره شکسته و رخنه شده. || رخنه شده. (تاج المصادر). رخنه دار. || شمشیر و نیزه که در آن جرفه و رخنه شود. || (اصطلاح عروض) فع لن چون بزحاف ثلم (بسقوط فا) از فعولن خیزداثلم خوانند یعنی رخنه شده. (المعجم فی معاییر اشعارالعجم).[ اَ لَ ] (اِخ) نام موضعی است و آن را ثلماء نیز گویند. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «اثلم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لم» برای سرودن شعر