معنی اثف
7 بازدید
[ اَ ] (ع مص) اِثْفاء. دیگ را بر دیگپایه نهادن. دیگپایه کردن دیگ را. (تاج المصادر). بار کردن دیگ. بار گذاشتن دیگ. || پیروی کسی کردن. || راندن و دفع کردن کسی را. || طلب کردن. || از پی فراهم شدن. (تاج المصادر بیهقی).[ اَ ثِ ] (ع ص) پیرو. || ثابت.
کلمات همقافیه با «اثف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثف» برای سرودن شعر