معنی اثعال
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) بسیار شدن: اَثْعَلَ الضیفان. || عظیم شدن: اثعلَ الأجرُ. || خلاف کردن: اثعل القوم علینا. || سخت گردیدن کار که ندانند به چه روی برآید: اثعل الأمر. || انبوه ناک گردیدن جای آب برداشتن: اثعل الوِرد. || اثعلتِ الارض؛ روباه ناک شد زمین. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «اثعال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر