معنی اثرم
5 بازدید
[ اَ رَ ] (ع ص) آنکه دندانش از بن برافتاده است. || آنکه دندان پیشین و رباعیهٔ وی افتاده است، یا خاص است به افتادن دندان پیشین. (منتهی الارب). دندان پیشین شکسته. (تاج المصادر). دندان بیفتاده. شکسته دندان. (زوزنی). مؤنث: ثَرْماء. || (اصطلاح عروض) اجتماع قبض و خرم یا فعولُ خرم شود و عولُ بماند. چون فَعْلُ از فعولن بواسطهٔ قبض و ثلم خیزد،اثرم خوانند. (المعجم فی معاییر اشعارالعجم). || اثرمان؛ شب و روز. (منتهی الارب). ملوان.[ اَ رَ ] (ع ص) نسبتی است. رجوع به انساب سمعانی شود.[ اَ رَ ] (اِخ) احمدبن محمدبن هانی مکنی به ابوبکر از مردم اسکاف بنی جنید، از اصحاب احمدبن حنبل. و از اوست: کتاب السنن فی الفقه علی مذاهب احمد و شواهده من الحدیث. کتاب التاریخ. کتاب العلل. کتاب الناسخ و المنسوخ در حدیث. (ابن الندیم).[ اَ رَ ] (اِخ) علی بن المغیرة الاثرم مکنی به ابوالحسن، صاحب اصمعی و ابوعبیده. او از جماعتی از علماء و هم از فصحای اعراب روایت دارد و نیز کتب ابوعبیده و اصمعی را روایت کرده است. (از ابن الندیم). و صاحب معجم الأدباء آرد: وی را کتب مصححه ای بوده است که آن کتب را بر علماء خوانده و متضمنات آنها را ضبط کرده است. او درک صحبت ابوعبیده و اصمعی کرد و از آن دو لغت و ادب فرا گرفت. وفات او به سال ۲۳۲ هـ .ق .، سال وفات واثق بود. او راست از کتب: کتاب النوادر. کتاب غریب الحدیث. و ابومسحل عبدالوهاب گوید که اسماعیل بن صبیح کاتب در ایام رشید ابوعبیده را به بصره خواند و اثرم را نیز حاضر آورد و اثرم در این وقت شغل وراقی می ورزید و وثاقی در خانهٔ خود معلوم کرد و او را در آنجا بنشاند و در بروی ببست و کتب ابوعبیده را به او داد و گفت تا آنها را نسخت کند و من با جماعتی از اصحاب نزد اثرم می رفتیم و او کتاب و ورقی سفید بما میداد و میگفت آن را استنساخ کنید و شتاب میکرد و وقت تعیین میکرد که در چند ساعت ما باید آن استنساخ بعمل آریم و ما چنین میکردیم و خود اثرم نزد ابوعبیده تلمذ میکرد و ابوعبیده نسبت بکتب خویش سخت ضنّت داشت و اگر میدانست که اثرم نسبت بکتب او چه میکند البته او را منع میکرد و اثرم شعر نیز میگفت و از جملهٔ اشعار اوست: کبرت و جاء الشیب و الضعف والبلی و کل امری ء یبلی اذا عاش ما عشت اقول و قد جاوزت تسعین حجة کأن لم أکن فیها ولیداً و قد کنت و أنکرت لما ان مضی جل قوتی و یزداد ضعفاً قوتی کلما زدت کأنی اذا أسرعت فی المشی واقف لقرب خطی مامسها قصر وقت و صرت أخاف الشی ء کان یخافنی أعد من الموتی لضعفی و مامت و أسهر من برد الفراش و لینه و ان کنت بین القوم فی مجلس نمت. رجوع به معجم الادباء چ مارگلیوث ج ۵ ص ۴۲۱ و ۴۲۲ شود.[ اَ رَ ] (اِخ) فابجانی اصفهانی. صاحب کتاب اصبهان گوید: او یکی از علمای لغت است و از کسانی است که بلدان عراق را بپیمود و لغت و شعر گرد کرد و بتوسط علمای آن بلاد لغات و اشعار را تصحیح کرد. رجوع به معجم الأدباء یاقوت چ مارگلیوث ج ۱ ص ۳۶۴ شود.
کلمات همقافیه با «اثرم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رم» برای سرودن شعر