معنی اثخان
7 بازدید
[ اِ ] (ع مص) مبالغه کردن (در چیزی). (منتهی الارب). || بسیار بکشتن. (تاج المصادر): اثخن فی العدوّ؛ بسیار کشت دشمنان را. (منتهی الارب). || غلبه کردن. و قوله تعالی:{/B حَتََّی إِذََا أَثْخَنْتُمُوهُمْ ۷-۹۴۷:۴/}(قرآن ۴۷/۴)؛ ای غلبتموهم و کثر فیهم الجراحة. (منتهی الارب). || سست کردن جراحت کسی را. (تاج المصادر): اثخنتهُ الجراحة؛ سست گردانید او را جراحت. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «اثخان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر