معنی اثجام
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) همیشگی گرفتن. || پیوسته باریدن. (زوزنی). پیوسته شدن باران. (تاج المصادر): اثجم المطر؛ کَثُرَ و دامَ. (منتهی الارب). || اثجمت السماء؛ زود بارید و دوام گرفت.
کلمات همقافیه با «اثجام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر