معنی اثبات کردن
8 بازدید
[ اِ کَ دَ ] (مص مرکب) ثابت کردن. تصدیق کردن. || ثبت نام در دیوان (جیش) کردن: دانسته آید که آن کسان را که بنوی اثبات کرده است [ حاجب غازی ] هم بر آن جمله که وی دیده است و کرده است بداشته آید. (تاریخ بیهقی). امیر مسعود دست تلک [ هندی ] گشاده گردانید که چون از برغوزک بگذرد هرچه خواهد کند از اثبات کردن هندوان. (تاریخ بیهقی).
کلمات همقافیه با «اثبات کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر