معنی اثاث
4 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) رخت خانه و قماش خانه. (مؤید). - اثاث البیت؛ رخت خانه. مبل. || همهٔ مال (از شتر و گوسپند و بنده و کالای خانه). کارفرمای خانه چون دیگ و تبر و غیره. (السامی فی الاسامی) (مهذب الاسماء). متاع. کالا. (دستوراللغه). کاخال. سپار. ج، أئِثَّه، اُثُث. و بعضی گفته اند این کلمه جمعی است بی مفرد.[ اَ ] (ع مص) انبوه شدن (گیاه). (منتهی الارب). بسیار شدن. || کلان سرین شدن (زن). (منتهی الارب).[ اِ ] (ع ص، اِ) جِ اَثّ و اثیث.
کلمات همقافیه با «اثاث»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اث» برای سرودن شعر