معنی اتیپی

معنی اتیپی

5 بازدید
[ اِ یُ ] (اِخ) نام قدیم حبشه نزد یونانیان. کشور پادشاهی افریقای شرقی که از جهت مغرب به سودان و مصر و انگلیس و از طرف جنوب به کنیا و از سوی مشرق به اریترهٔ ایتالیا و جیبوتی و سومالی محدود است. مساحت آن ۱۱۲۰۴۰۰ هزار گز و دارای دوازده میلیون مردم. و آن کشوری است کوهستانی و فلاحتی و محل پرورش دواب. صادرات آن قهوه، پوست، غلات، چرم و عاج. پایتخت آن آدیس آببا و شهر مهم آن هارار می باشد. زبان آن سامی و شعبه ای از امهاری است. مذهب اهالی مسیحی قبطی است و تاریخ اساطیری آن از تأسیس امپراطوری اتیپی بتوسط منلیک پسر سلیمان و ملکهٔ سبا و سلسله های مختلفی که خود را از اخلاف آنان پنداشته و بر این مملکت سلطنت کرده اند شروع می شود. در سال ۱۸۸۹م. منلیک دوم پادشاه شوآ که نجاشی (امپراطور حبشه) گردید وحدت آن مملکت را مُستقر کرد و در ۱۹۳۰ پسر راس ماکنن بنام هله سلاسیه به امپراطوری انتخاب شد. و رجوع به حبشه شود.

کلمات هم‌قافیه با «اتیپی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «پی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید