معنی اتیان
7 بازدید
[ اِتْ ] (ع مص) آمدن. (زوزنی). || آرمیدن با زن. || بودن. || آوردن. -اتیان بمثل؛ نظیر و شبیه آوردن چیزی را. || کردن کاری را: به ترک شر و به اتیان خیر دارم امر همه مخالف امر است ترک و اتیانم.سوزنی. || هلاک کردن. || نزدیک رسیدن بلا یا دشمن کسی را. || ارتکاب. ارتکاب ذنوب. - اتیان البهائم؛ مجازات این اتیان تعزیر است. (اصطلاح فقه).
کلمات همقافیه با «اتیان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر