معنی اتی
6 بازدید
[ اَتْ یْ ] (ع مص) آمدن. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). اتیان. || کردن کاری را: اتی الامر. || هلاک کردن: اتی علیه الدهر؛ هلاک کرد او را زمانه. || آرمیدن با زن: اتی المرأةَ. و به این معنی به طریق کنایه در کتب فقه مستعمل است. || اُتیَ فلان (مجهولاً)؛ دشمن او نزدیکش رسید و قریب است بهمین معنی که گویند: من هیهنا اُتیتَ؛ یعنی از اینجا آمد بر تو بلا. (منتهی الارب). || بودن:{/B لاََ یُفْلِحُ اَلسََّاحِرُ حَیْثُ أَتی ََ ۱۴-۱۸۲۰:۶۹/}(قرآن ۲۰/۶۹)؛ رستگار نمیشود ساحر هرجا که باشد. (منتهی الارب).[ اَ تی ی ] (ع اِ) چوب یا برگ که در جوی افتد. ج، اُتی. || جویچه که مردم آنرا بسوی زمین خود آرند. || (ص) سیل غریب که باران آن بتو نرسیده باشد. (منتهی الارب). سیل که باران آن در جای دیگر آمده باشد. || مسافری که وطنش معلوم نبود. (منتهی الارب). ج، اِتاء.[ اُ تی ی ] (ع اِ) اَتِیّ. || جِ اَتِیّ و اَتاء.[ اِ تی ی ] (ع اِ) اَتِیّ.[ اَتْ تا ] (ع حرف جر) حتی. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «اتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر