معنی اتکال
8 بازدید
[ اِتْ تِ ] (ع مص) کار به کسی گذاشتن. واگذاشتن. || اعتماد کردن بر کسی. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). تعویل. || تسلیم شدن. - اتکال بخدا؛ توکل کردن به او تعالی.
کلمات همقافیه با «اتکال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر