معنی اتکاء
8 بازدید
[ اِتْ تِ ] (ع مص) اتکال کردن. اعتماد کردن بر. پشت دادن بر. تکیه زدن به. (زوزنی). متکی شدن بر. تکیه کردن بر. (تاج المصادر). - اتکا کردن؛ تکیه کردن. - اتکاء کسی؛ متکا ساختن کسی را. || تکیه گاه گردانیدن برای کسی. || بر پهلوی چپ افکندن.[ اِ ] (ع مص) بصورت اعتمادکننده کردن کسی را. و التاء فی هذاالباب عوض عن الواو علی خلاف القیاس. (لغت نامهٔ مقامات حریری).
کلمات همقافیه با «اتکاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر