معنی اتون
7 بازدید
[ اَتْ تو / اَ ] (معرب، اِ) (معرب از فارسی) تون. گلخن. آتون. (زمخشری). گلخن گرمابه. || تنور گچ پز و نان پز. کورهٔ آهک پزان. || آتشدان آهنین. || الأتون... یستعار لما یطبخ فیه الآجر و یقال له بالفارسیة خمدان و تونق و اشوزن. (المغرب مطرزی). ج، اُتن، اتاتین. اتونی بمعنی گلخن تاب منسوب بدانست. (منتهی الارب).[ اُ ] (ع مص) اَتن. مقیم شدن. || ثابت شدن بجائی.
کلمات همقافیه با «اتون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر