معنی اتلاع
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) گردن بیفراشتن. (زوزنی) (تاج المصادر). گردن برافراشتن آهو از جای خود: اتلع الثور من الکناس؛ سر بیرون کرد گاو از جای باش. || گردن ستیخ کردن. || بلند کردن گردن و برداشتن آن برای دیدن چیزی. گردن کشیدن.[ اِتْ تِ ] (ع مص) پوشیده شدن کار و خبر و مرگ و حیات کسی بر کسی.
کلمات همقافیه با «اتلاع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اع» برای سرودن شعر