معنی اتلاء
6 بازدید
[ اَ ] (ع ص، اِ) جِ تلو، بمعنی پس رو چیزی و بمعنی رفیع و بلند و بچهٔ ناقه که پس مادر رود. (منتهی الارب).[ اِ ] (ع مص) در پی کردن. (منتهی الارب). پی درپی آوردن. || متقدم شدن. || حواله کردن. (تاج المصادر) (منتهی الارب). || عهد و زنهار دادن کسی را. (تاج المصادر) (منتهی الارب): اتلیته سهماً؛ تیر امان دادم او را. اتلیته ذمة عهد؛ زنهار دادم او را. || باقی گذاشتن نزد کسی اندکی از حق خود. (منتهی الارب). || بابچه گشتن. (تاج المصادر): اتلت الناقة؛ بابچه شد ناقه که پس وی میرود. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «اتلاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر