معنی اتل
7 بازدید
[ اَ تَ ] (اِ) قسمی کرم که در زیر خاک مرطوب یافت شود و در بوشهر آنرا چون چشته و گیم بر سر قلاب کنند صید ماهی را.[ اُ تُ ] (ع ص، اِ) جِ اَوْتَل. و اَوتل بمعنی سیرشکم و مرد پرشکم از شراب. (منتهی الارب): قوم اُتُلٌ؛ ای شِباع.[ اُ تُ ] (اِ) در تداول زنان لغتی اهریمنی بمعنی شکم: اُتلش پیش آمده است؛ آبستن شده است. || در محاورهٔ عوام، اتومبیل. || مانع و عائقی سخت و صعب.[ اَ ] (ع مص) گام نزدیک نهادن هنگام خشم. || اتل من الطعام؛ سیر شدن شکم از طعام. (منتهی الارب).[ اِ تِ ] (اِخ) رود بزرگیست که در ممالک خزر وارد شده و از مملکت روس و بلغار میگذرد. بعضی گفته اند اِتِل نام قصبه ای از بلاد خزر است و اسم نهر هم هست. (مراصد). و نهر اتل بصحراء قفجق اطلاق شده. (ابن بطوطه). و رجوع به آتل شود. در ذیل کلمهٔ «آتل» سابقاً گفته ایم که محتمل است ولگا یا اورال باشد و صحیح همان ولگاست : گه چو بگشاید جیحون سوی آموی شود گه چو بسته شود آتل بخزر می نرسد. خاقانی. رجوع به حبط ۲ ص ۲ و ۱۴۵ و ۱۵۰ شود. و صاحب قاموس الاعلام گوید: اتل به کسر تین نامی است که جغرافیادانان عرب به ولگا داده اند. نام قدیم وی به یونانی «را» باشد و اسم جدید او ولگاست و معلوم نیست که نام اتل از کجا آمده است و شاید نامی باشد که تاتارها و اقوام دیگر سواحل آن رود بدان داده اند. رجوع به ولگا در همین لغت نامه شود.
کلمات همقافیه با «اتل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تل» برای سرودن شعر