معنی اتشاق
7 بازدید
[ اِتْ تِ ] (ع مص) قدید کردن. (زوزنی) (تاج المصادر). قاق کردن. قدید و وشیق کردن گوشت. بدرازا بریدن و خشک کردن گوشت. یکجوش قدید کردن گوشت توشه را.
کلمات همقافیه با «اتشاق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر