معنی اتساخ
6 بازدید
[ اِتْ تِ ] (ع مص) چرکن شدن. چرکین شدن (دست و اندام). چرک شدن. ریم آلود گشتن. چرک آلوده گردیدن. وسخ. (زوزنی).
کلمات همقافیه با «اتساخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اخ» برای سرودن شعر