معنی اتراک
7 بازدید
[ اَ ] (ع ص، اِ) جِ تُرک. (مهذب الاسماء) (منتهی الارب). جِ ترکی . تُرک. ترکان : شیاطین اتراک از شیشهٔ ضبط بیرون افتادند و اتراک را از تازیکان جدا کردند. (جهانگشای جوینی). بأبی الذی لاتستطیع لعجبه ردّالسلام و ان شککت فعج به ظبی من الأتراک ما ترک الظئا الحاظه من سلوة لمحبه. حفید ابی بکربن زهر. و صاحب غیاث اللغات بنقل از صراح اتراک را مجازاً بمعنی سپاهیان و خودهای آهنی آورده است.[ اِتْ تِ ] (ع مص) گذاشتن. ترک کردن. بگذاشتن. ماندن. بماندن.
کلمات همقافیه با «اتراک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اک» برای سرودن شعر