معنی اتراف
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) اصرار بر نافرمانی کردن. (منتهی الارب). || در نعمت فیریده گردانیدن. در نعمت دَنَه گرفته گردانیدن. (زوزنی). نعمت دادن کسی را چندانکه بغلبهٔ نشاط انجامد. دنه گرفتن در نعمت. گمراه کردن نعمت کسی را. بیراه کردن نعمت کسی را. هار کردن. نعمت بسیار دادن. در نعمت انبارده گردانیدن. || به نعمت پروردن. نعمت دادن.
کلمات همقافیه با «اتراف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر