معنی اتداع
7 بازدید
[ اِتْ تِ ] (ع) آرمیدن. (منتهی الارب). آسایش کردن. تن آسانی گزیدن. بناز زیستن. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). بناز و تنعُم زیستن. || قرار گرفتن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «اتداع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اع» برای سرودن شعر