معنی ابیون
7 بازدید
[ اَ ] (معرب، اِ) افیون. اپیون. هپیون. مَهاتل. مَهاتُول. تریاک : بریده هوش جهان هیبت تو چون ابیون. رجوع به اپیون و هپیون شود.
کلمات همقافیه با «ابیون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر