معنی ابیشک
6 بازدید
[ اَ شَ ] (اِخ) (پدر خطا) دختر زیبای شونمیة از طایفهٔ یساکار پرستار داود که پس از داود ادونیاه خواستار او شد و مرادش این بود که با ازدواج او سلطنت را نیز دارا شود و سلیمان او را بجزای کردار وی هلاک کرد.
کلمات همقافیه با «ابیشک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شک» برای سرودن شعر