معنی ابکم
7 بازدید
[ اَ کَ ] (ع ص) گنگ. گنگ لاج. مؤنث: بَکْماء. ج، بُکم : زیرا که جهان ز آزمایش بس نادره ناطقی است ابکم.ناصرخسرو. کرد عقلم نصیحتی محکم که نکوگوی باش یا ابکم.سنائی. همه گویندهٔ فسق و فجوریم ز هزل و ژاژ گفتن ابکمی کو.سنائی. گر فی المثل باکمه و ابکم نظر کنی بی آنکه در تو معجز عیسی مریم است بینا شود بهمت تو آنکه اکمه است گویا شود بمدحت تو آنکه ابکم است. سوزنی.[ اَ کَ ] (ع ص) گنگ. گنگ لاج. مؤنث: بَکْماء. ج، بُکم : زیرا که جهان ز آزمایش بس نادره ناطقی است ابکم.ناصرخسرو. کرد عقلم نصیحتی محکم که نکوگوی باش یا ابکم.سنائی. همه گویندهٔ فسق و فجوریم ز هزل و ژاژ گفتن ابکمی کو.سنائی. گر فی المثل باکمه و ابکم نظر کنی بی آنکه در تو معجز عیسی مریم است بینا شود بهمت تو آنکه اکمه است گویا شود بمدحت تو آنکه ابکم است. سوزنی.
کلمات همقافیه با «ابکم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کم» برای سرودن شعر