معنی ابوکلثوم
5 بازدید
[ اَ کُ ] (ع اِ مرکب) پیل. فیل. یا پیل بزرگ. (المرصع).[ اَ کُ ] (اِخ) محدث است. او از ربعی و از او اجلح روایت کرده است. (الکنی للبخاری).[ اَ کُ ] (اِخ) تابعی است. او از حسین بن علی و از او عمران بن سلیمان روایت کرده است. (الکنی للبخاری).[ اَ کُ ] (اِخ) عبداللََّه بن عبدالملک. محدث است.
کلمات همقافیه با «ابوکلثوم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وم» برای سرودن شعر