معنی ابوکعب
6 بازدید
[ اَ کَ ] (اِخ) محدث است. او از عبداللََّه بن عمرو و از او ابوالتیاح روایت کند.[ اَ کَ ] (اِخ) ازدی. تابعی است. او از شهر، و شهر از ام سلمه امّ المؤمنین روایت کند.[ اَ کَ ] (اِخ) ایوب بن موسی السعدی. محدّثی از مردم بلقاء و ثقه است.[ اَ کَ ] (اِخ) بصری. صاحب الحریر. محدث و ثقه است.[ اَ کَ ] (اِخ) الحارثی. تابعی است. او صحبت عثمان بن عفان را درک کرده است. (الکنی للبخاری).[ اَ کَ ] (اِخ) عبدربّه بن عبید. محدث است.
کلمات همقافیه با «ابوکعب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عب» برای سرودن شعر