معنی ابوکاهل
5 بازدید
[ اَ هِ ] (اِخ) احمسی. رجوع به ابوکاهل قیس بن عائذ... شود.[ اَ هِ ] (اِخ) عبداللََّه بن مالک. رجوع به ابوکاهل قیس بن عائذ... شود.[ اَ هِ ] (اِخ) قیس بن عائذ یا عبداللََّه بن مالک. صحابی است. وفات او به روزگار حجاج بود.[ اَ هِ ] (اِخ) قیس بن عائذ. صحابی است و ابن ابی خالد از وی روایت کند.[ اَ هِ ] (اِخ) قیس بن عائذ بجلی. صحابی است.
کلمات همقافیه با «ابوکاهل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هل» برای سرودن شعر