معنی ابووکیع
6 بازدید
[ اَ بو وَ ] (اِخ) جراح بن ملیح. محدث است.[ اَ بو وَ ] (اِخ) عنترة. والد هارون. محدث است.[ اَ بو وَ ] (اِخ) یحیی بن مسلم. محدث است. او از سالم بن عبداللََّه و از او محمدبن عبداللََّه المخزومی روایت کند.
کلمات همقافیه با «ابووکیع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یع» برای سرودن شعر