معنی ابونیزر

معنی ابونیزر

7 بازدید
[ اَ نَ زَ ] (اِخ) یاقوت در معجم البلدان در کلمهٔ عین ابی نیزر گوید: روایت کرد یونس از محمدبن اسحاق بن یسار که ابونیزر که عین ابی نیزر بدو منسوب است غلام علی بن ابیطالب رضی اللََّه عنه پسر نجاشی ملک حبشه بود و این همان نجاشی است که مسلمین را در هجرت حبشه پناه داد و امیرالمؤمنین علی علیه السلام او را در مکه نزد تاجری بیافت و ویرا بخرید و بمکافات نیکوئیهای پدر او با مسلمانان مهاجر به حبشه آزاد فرمود و گفته اند آنگاه که نجاشی بمرد و در اوضاع آن ملک پریشانی راه یافت مردم حبشه وفدی بعرب فرستادند تا او را بحبشه بازبرند و تاج و تخت پدر بدو سپارند و او بدین وقت در خدمت علی علیه السلام بود. و از قبول درخواست آنان سر باز زد و گفت پس از آنکه خدای تبارک و تعالی نعمت مسلمانی بمن ارزانی فرمود مرا بیش ملک و شاهی نباید و گوید ابونیزر ببالا از هرکس بلندتر و از هرکس خوب روی تر بود و رنگ حبشیان نداشت و هر بیننده او را از قوم عرب گمان می برد و ابومحلم محمدبن هشام در اسناد خویش روایت کند که ابونیزر پسر یکی از ملوک غیر عرب بود و سپس مرا درست شد که پسر نجاشی بود و او در کودکی بمسلمانی رغبت کرد و نزد رسول صلوات اللََّه علیه شد و ایمان آورد و در خانه های رسول (ص) ببود و پس از رحلت آن حضرت نزد فاطمه و اولاد او علیهم السلام شد. و رجوع به عین ابی نیزر شود.
[ اَ نَ زَ ] (اِخ) یاقوت در معجم البلدان در کلمهٔ عین ابی نیزر گوید: روایت کرد یونس از محمدبن اسحاق بن یسار که ابونیزر که عین ابی نیزر بدو منسوب است غلام علی بن ابیطالب رضی اللََّه عنه پسر نجاشی ملک حبشه بود و این همان نجاشی است که مسلمین را در هجرت حبشه پناه داد و امیرالمؤمنین علی علیه السلام او را در مکه نزد تاجری بیافت و ویرا بخرید و بمکافات نیکوئیهای پدر او با مسلمانان مهاجر به حبشه آزاد فرمود و گفته اند آنگاه که نجاشی بمرد و در اوضاع آن ملک پریشانی راه یافت مردم حبشه وفدی بعرب فرستادند تا او را بحبشه بازبرند و تاج و تخت پدر بدو سپارند و او بدین وقت در خدمت علی علیه السلام بود. و از قبول درخواست آنان سر باز زد و گفت پس از آنکه خدای تبارک و تعالی نعمت مسلمانی بمن ارزانی فرمود مرا بیش ملک و شاهی نباید و گوید ابونیزر ببالا از هرکس بلندتر و از هرکس خوب روی تر بود و رنگ حبشیان نداشت و هر بیننده او را از قوم عرب گمان می برد و ابومحلم محمدبن هشام در اسناد خویش روایت کند که ابونیزر پسر یکی از ملوک غیر عرب بود و سپس مرا درست شد که پسر نجاشی بود و او در کودکی بمسلمانی رغبت کرد و نزد رسول صلوات اللََّه علیه شد و ایمان آورد و در خانه های رسول (ص) ببود و پس از رحلت آن حضرت نزد فاطمه و اولاد او علیهم السلام شد. و رجوع به عین ابی نیزر شود.

کلمات هم‌قافیه با «ابونیزر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «زر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید