معنی ابونمی
6 بازدید
[ اَ نَ ما ] (اِخ) محمدبن ابی سعیدبن علی بن قتاده. یکی از شرفای مکه از سلسلهٔ بنوقتاده و این سلسله از اولاد حسن بن علی ابیطالب علیهم السلام بوده اند. و ابونمی محمد مدت پنجاه سال شریفی مکه داشت از ۶۵۲ هـ . ق. و به سال ۷۰۱ هـ . ق. درگذشت. و او محمد اول از این خانواده است.[ اَ نَ ما ] (اِخ) محمد ثانی. از بنوقتادهٔ شرفای مکه. او از ۹۳۱ هـ . ق. تا ۹۹۲ هـ . ق. منصب شرافت داشت و در هیجده سال آخر فقط نام شریفی با وی بود و پسر وی حسن زمام امر بدست داشت.
کلمات همقافیه با «ابونمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر