معنی ابونعمان
7 بازدید
[ اَ ؟ ] (اِخ) بشیربن حامدبن سلیمان. رجوع به بشیر... شود.[ اَ ؟ ] (اِخ) حکم بن عبداللََّه العجلی. محدث است و از شعبه روایت کند.[ اَ ؟ ] (اِخ) سالم بن سرج. محدث است.[ اَ ؟ ] (اِخ) عبدالرحمن بن نعمان انصاری. محدث است. او از سلیمان بن عتبة و از او ابونعیم روایت کند.[ اَ ؟ ] (اِخ) محمدبن فضل سدوسی عازم. محدث است.[ اَ ؟ ] (اِخ) محمدبن نشیط. محدث است.
کلمات همقافیه با «ابونعمان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر